سلام خدمت عمو زنجیر باف

سلام خدمت عمو زنجیر باف
یه گله ازت داشتم،
شما که زحمت کشیدی و زنجیر منو بافتی

آخه مرض داشتی اونو پشت کوه انداختی !؟😐 😐 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۳)

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

( بعد از مدت ها پارت گذاشتم)

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

You are mine...⁶کمی بعد،غذا رو اوردن..+ببرید توی اتاق ملکه س...

#سناریوموضوع:(وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن)«ورژن اند...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

راز خون پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط