بازم شب شد و این دل بی قراره

بازم شب شد و این دل بی قراره
دلم طـــــاقت دوریــــــــــتو نداره
ببخشید عاشق پر اشتــبـــــاه رو
به قلب خستـــه جون بده دوباره
آخه چطور دلت اومد تنهام بذاری
تو بـازی زمــــونه جام بــــذاری
تو بی من بری من بی تو میمیرم
آخــــه شده بــودی عزیزتریـنـــم

شب و غمـــو منو ابر پاره پــــــاره
آسمـــون داره واســـــم یه ریز میباره
رفتی و حالا اشک خیس ابرا گریه هاتو یاد من میاره

یاد چشــات دارم منو دیوونه میــکنه
با غصه ها داره منو همخونه میکنه
اون دیگه طاقــت مــــوندن نــداره دیـوونه یه بیقراره
دیدگاه ها (۱)

بیوگرافی

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

سناریو درخواستی از کاراسو (آره عکس قشنگ ازش نداشتم😔)کاراسو د...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم

سناریو جونگکوک

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

I fell for my doctor-part 10

تکپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط