ی قطره آشک گوشه چشمات نشسته بود بهت گفتم:

ی قطره آشک گوشه چشمات نشسته بود بهت گفتم:
این دیگه چیه؟ روتو برگردوندی و گفتی هیچی.
گفتم:خودم دیدم که گریه کردی
گفتی:نه این اشک نیست
گفتم:پس اگه اشک نیست چیه؟
گفتی:این عشقه
گفتم:عشق چیه؟
خیلی مهربون شده بودی؛نگاه کردی تو چشمام
گفتی:یعنی خاطره
گفتم:خاطره چیه؟
گفتی:یعنی خاطره اولین باری که دیدمت یادت هست؟
گفتم:عشق حقیقی که یه لحظه نیست،خاطره اولین دیدار ی لحظه بودو تموم شد
گفتی:دیدی اشتباه کردی!عشق یعنی تکرار خاطره اولین دیدار که تا آخرعمر توذهن میمونه و مدام تکرارمیشه
حالا ب چشمانت نگاه میکنم،آهسته آرام یک قطره آشک گوشه ی چشمانم نقش میبنده
دیدگاه ها (۲)

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

پدرخواندهp³ا.ت پاکت رو محکم توی دستش گرفته بود.+ا.ت، پاکت رو...

مهمونی پارت ۴۰

عاشقانه های شبنم

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط