نذر کرده ام

نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
این نیز بگذرد
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر

یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است
بخوانمشان
و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و
هیچ آسیاب آرامی بی طوفان
دیدگاه ها (۶)

گذشته ی آدم ها چیزی نیست که بشود فراموشش کرد.حداقل من این طو...

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدایما یک سان نباشد حال د...

اختراع زنتاریخچه ی اختراع زن مدرن ایرانی بی شباهت به تاریخچه...

باران برای تو می بارداین برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که ا...

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

یک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسم کهاین نیز بگذرد ....

#نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که#زندگی...

این نیز بگذرد ...نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که زندگی ...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط