تو میدونے و من میدونم و خونہ

تو میدونے و من میدونم و خونہ
کہ این غربت همین امشب رو مهمونہ
صبح فردا دوباره هر دومون راضے
از این تکرار بیهوده از این بازے
پے خوشبختے میگردیم ، پے فردا
میون کاغذ و آهن ، تک و تنها
دیدگاه ها (۱)

تو زمانی که جنگ تو تهران بود و شهر شبیه شهر مرده شده بود و ب...

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.56(روایت از زبان جونگ‌ک...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

سناریو داریمممم!!!

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

misaki kurokawa | Tenjiku Arc | Death of Izanaسلامی دوباره ب...

Love&HateP.3"ویو رامیلا"وای ده دیقست هانا نیومده یعنی اخراجش...

پارت ۲

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت سوم(فردا صبح)و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط