می روی

می روی
پنجره را می بندم
پرده را تا انتهای دید می کشم
پس از تو
چشم انداز
مفهوم پرده می دهد
و دریچه
لبخند زندانی...!
دیدگاه ها (۱)

آنچنان ساده ام که گنجشکها هم می توانند در جیب هایم لانه کنند...

اگر کسی را یافتی که در لبخندت، غمت را دید.در سکوتت، حرفهایت ...

آهای شمایی که داری این پستو می خونی آره با خود خودتم ...!!!چ...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خوا...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

عاشقانه های شبنم

🍃🌷چشم که می گشاییبه تو لبخند می زند زندگی☺️امروز خوشی هایت ر...

🍞☕️ هر #صبح...پشت پنجره ےخیالمنور از نڪَاه تو می‌تابد،در آسم...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

دریاچه قوپارت۳۸بعد از نیم ساعت برگشت پیشم.قشنگ داشت جلوم بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط