[پارت 8] [من عاشق یک شرور شدم]

[پارت 8] [من عاشق یک شرور شدم]

وقتی آنالیز کردن حیاط جلویی و نمای خونه رو تموم کردم، کلید رو از داخل کیفم برداشتم و در رو باز کردم

وارد هال و پزیرایی خونه شدم

من:عررر چه خوشششگللههه، عاشق چیدمانش شدممم

(حال ندارشتم خونه رو توصیف کنم، اسلاید دوم هال خونس👍🏻😂)

من: برم دشوری و حموم هم چک کنمم😂
(کلا برای فهمستن اینکه درون خانه چگونس اسلاید ها بنگرید👍🏻😂)

بعد از اینکه کل خونه رو زیر و رو کردم، چمدونم رو داخل اتاق خواب گذاشتم و رفتم تا داخل کمد رو چک کنم ببینم چجور لباس هایی داخلشه
انواع اقسام لباس ها بود، مجلسی، بیرونی، خانگی، راحتی، لباس خواب و و و، قشنگه..

چشمم به کیف ها و کفش هاش افتاد،

من: عووو، اینا رو بسی خیلی بسیار زیاد میپسندم

گشتن کمد رو تموم کردم

من: هی خودا، چنگده گوشنمه

رفتم داخل آشپز خونه تا داخل یخچال رو چک کنم ببینم چیزی واس خوردن هست یا نه

رفتم و در یخچال رو باز کردم، به محظ باز کردن یخچال چشمم به پیتزایی که داخلش بود افتاد
داشتم ذوق مرگ میشدم
هر کی ندونه فکر میکنه تا حالا تو عمرم پیتزا ندیدم با این رفتارام

همینطور که داشتم با خودم دعوا میکردم پیتزا رو برداشتم و گذاشتم روی میز تا بخورم
با گوشیم فیلم هم گذاشته بودم

بعد از خوردنم و وقتی که سیر شدم کارتون پیتزا رو داخل سطل اشغال انداختم و رفتم داخل اتاق خواب خودم رو روی تخت انداختم، که یادم اومد قرار بود وقتی رسیدم به دوستم پیام بدم

من:رسیدمم

تایپ کردم و براش فرستادم، منتظر بودم که جواب بده، فکر کنم کاری براش پیش اومده، همیشه زود سین میزد،

همینطور که منتظر بودم جواب بده خوابم برد، ی خوابه عمیق
°°°°°°°°°°
....
دیدگاه ها (۵)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

عشق خیانت انتقام

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط