مسافر بی بدرقه من

مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ،
باز به غیرت چشمانم
که آبی پشت سرت ریختند
دیدگاه ها (۲)

نِمیبَــــخشَــــــمْوَلـــی فَراموش میکُنَمْهَـمیشــــــــه...

ﻛﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭا ﺳﺎﺩﻩ ﺑﮕﻮ!!!!!! ""ﻣﻦ ﻛﻤﻲ ﮔﻴﺞ و ﺑﻲ ﺳﻮاﺩﻡ......

مثل تن پوشی که خودم ببافمشروع کردم...بافتم و بافتم و بافتم.....

‌ با ﮐــــــــــــﺴــــــﯽ ﺑــــــﺎﺷــــــــﻴـــــﺪ ﮐـــــــ...

آخرین وداع 💔😭گفتنی نیست ولی بی تـو کماکان در من . . .نفسی هس...

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط