🌟 ️

🌟 ️
‍ غواص به فرمانده اش گفت:

اگر رمز را اعلام کردی و تو آب نپریدم، من رو هول بده تو آب!


فرمانده گفت اگه مطمئن نیستی، میتونی برگردی.

غواص جواب داد: نه، پای حرف امام ایستادم . 

فقط می ترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه.

آخه تو یک حادثه اقوامم رو از دست دادم و الان هم خواهرم راسپردم به همسایه ها تا درعملیات شرکت کنم.


والفجر8، اروند رود وحشی، فرمانده تا داد زد یا زهرا، غواص قصه ی ما اولین نفری بود که توی آب پرید، و اولین نفری بود که به شهادت رسید!

⁉ ️من و شما چقدر پای حرف امام ایستاده ایم ؟!

#خاطرات_دفاع_مقدس

👣

#بوی_کباب !

هر وقت میخواهیم با سید برویم توی شهر قدمی بزنیم، یکی دو نفر جلوتر می روند تا اگر بوی کباب به مشامشان رسید خبرش کنند !

حساسیت دارد به بوی کباب، خیلی حالش بد می شود !!!

یک بار خیلی اصرار کردیم که چرا؟

گفت:«اگر در میدان مین بودی و به خاطر یک اشتباه، مین فسفری عمل می کرد و دوستت برای اینکه معبر و عملیات لو نرود،

آن را می گرفت زیر شکمش و ذره ذره آب می شد و حتی داد و فریاد هم نمی زد و از این ماجرا فقط بوی بدن کباب شده توی فضا می ماند،

تو به این بو حساس نمی شدی؟»



تاتی تاتی
راه می روم.

کودکی بیش نیستم.
دستم در دست تو،
نفسم بندِ نفس هایت،

دل را به #خدا بسپار❤ ️
الهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۱)

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p89وقتی از باغ برگشتن، هوای قلعه بوی نون...

سناریو جونگکوک

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___بین دو اسل...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔 🎧🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این یکی رو فقط برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط