عزیزم داد از این افسون چشمت

عزیزم داد از این افسون چشمت
که دنیایی شده دلخون چشمت
دمار از قلبِ بیروتم در آورد
امان از آتشِ صهیون چشمت
زمستان است و فصل برگریزش
من و یک قلب زخمی از ستیزش
به جای خویش از فرطِ توهم
گذارم قهوه ای بر روی میزش
دیدگاه ها (۱۰)

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

خب بریم 🎀 حالا تقریبا یه روز از اون اتفاق گذشت و دیشب سانزو...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

فصل دومپارت بیست و پنجم | حقیقتی که همه‌چیز را تغییر دادجنگک...

KIM V

عزیزم داد از این افسون چشمتکه دنیایی شده دلخون چشمتدمار از ق...

Cute.؟

عزیزم تو آدمی هستی که توی تاریکی، به جای زانو زدن، شمع روشن ...

دل نوشته کلبه خاطرات| انجمن نقطه ویرگول

. دارد عبـایی قهــوه ای بر روی دوشش محجوب و ساکت گوشه ی سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط