و آن‌هنگام که سینه‌ام در تسخیر اندوه بود، باز هم قلب‌ کوچ

و آن‌هنگام که سینه‌ام در تسخیر اندوه بود، باز هم قلب‌ کوچکم برای تو می‌تپید، شاید کُند اما هرچه بود برای تو بود.🧡
دیدگاه ها (۲)

گفت دوستت دارم؛گفتم حق داری!😎😂

محبوبم! یادمان باشد قرار ما حوالیِ عطر سیب هاست. شما نباشید ...

من که بیچاره شدم کاش ولی؛هیچ کسیگیر لحن بَم مردانه محکم نشود...

#دیالوگ#قصه_هاشما همیشهاون مدلی کهدلت خواسته زندگی کردیمن و ...

اون قلبی که از سینه در آوردید برای سیدالشهدا می‌تپید : ) 💔‌...

وقتی توماج صالحی دروغگویی رسانه‌های معاند را رسوا می‌کند!هرچ...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط