امروز را به باد سپردم

امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بيدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز ديگري را با خود مي آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد
فریدون مشیری
دیدگاه ها (۷)

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

عاشقانه های شبنم

( last minute )

مادرم نیست

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط