حالا دیگر یک خط در میان گریه می کنم

حالا دیگر یک خط در میان گریه می کنم
حالادیگرشانه هایم صبورشده اند وباهرتلنگری که روزگاربزند
بی جهت نمی لرزند!
حالا دیگر انگار هیچ اتفاقی _ حتی عاشقانه _ در چشم هایم نمی افتد
حالا توهی به من بگو بخند!
مگر خنده نزدیک است؟
دیدگاه ها (۱۱)

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره ب...

گاهی دلت میخواد همه بغض هات ازتونگاهت خونده بشن... میدونی که...

من خدا را دارم، کوله بارم بر دوش، سفری می باید، سفری بی همرا...

سکوت خطرناک ترازحرفهای نیش داراست،بدون شک کسی که سکوت میکندر...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

ادامه پارت ۵۳

*از من نپرس چگونه‌ام... من همیشه دلتنگ توام...وقتی راه می‌رو...

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کندانگار هدیه ...

خب چند روز مونده به مدرسه😐فعالیت خیلی کم میشه.حالا اوایل مدر...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط