مافیای من

جیمین : صدای ماشین امد تو حیاط کسی هس

کای : خیر ارباب کسی نزدیک ماشین نشده

جیمین : بادیگاردا رو اطراف زیاد کن

کای : چشم

کای رفت

ات : جیمین من می ترسم

جیمین : نترس من کنارتم

جیمین : بیا بشین برات اب بیارم

جیمین رفت اشپز خانه یهو برقا رفت


ات ویو
وقتی برقا رفت می خواستم جیغ بطنم چیزی نزاشت بعدش هیچی نفهمیدم

جیمین رفت پیش ات

جیمین: ات
جیمین : اتتتتت کجاییییی

جیمین : اتتتت

یهو چراغا امد

جیمین رفت حیاط

جیمین : اتتت

کای : اقا اتفاقی افتاده

یهو جیمین سیلی زد به کای

جیمین : حواستون کجاس ات نیس

کای : الان خانم رو پیدا می‌کنیم

کای با چند تا بادیگاردا رفتن خانه

جیمین ویو

یعنی کار کیه کار چاکسون نمی تونه باشه هیون

جیمین زنگ و به هیون

هیون : جانم عشقم به این زودی دلت برام تنگ شد


جیمین : چرت نگو ات کجاس

هیون : ات؟ من چه می دونم تو مگه شوهرش نیستی ؟

جیمین : هیون می دونم ات پیش توعه

هیون : چرت نگو اوه نکنه ات هم هرزه هس هر شب با یک مرد می خوابه

جیمین : هیون بفهمم کار توعه

هیون : جیمین چرت نگو کار من نیس چرا عصاب نمیزاری واسه ادم شب بهم زنگ زدی میگی ات کجاس حتما رفته با چند نفر بخوابه

جیمین قط کرد


کای : اقا نیستن

جیمین: یعنی چی نیستتتت همه جا روو بگریدن ( عربده )

جیمین : پیداش نکنین خودم میکشمتون

کای اینا رفتن

جیمین زنگ زد به ته

جیمین : تهیونگ

ته : هاننننننن

جیمین : چرا نفس نفس میزنی ( مغز های منحرف )

ته : جیمینننننن بگو خوابم میاد

جیمین : تهیونگ ات نیس

ته : چیی یعنی چی نیس

جیمین : داشتیم فسلم می دیدیم یهو برقا رفت ات ناپدید شد

ته : چرت نگو مگه روح امده برده

یهو یک نفر جیغ کشید

ته : او ن چه صدایه

جیمین زود قط کرد رفت خونه

دید یک نفر پخش زمین شده یکی از بادیگادا بود

و کنارش چوچوا ( چوچوا یکی از خدمتکارا هستش که همیشه اونجا هس کلا شب ها اونجا می خوایه )

جیمین : چی شدههههه

چوچوا : یک صدای امد دیدم این مرده افتاده

جیمین خم شد کنارش یک نامه بود تو نامه نوشته بود

انتقام میگیرم نگران ات نباش پیش منه €

جیمین نامه رو له کرد

یهو زنگ خونه زده شد

کوک بود

کوک امد داخل

جیمین : چی شده چرا تو امدی

کوک : اینجا چه خبره

جیمین : ات نیسن

کوک : چییییی ( شکه )

جیمین : تو چرا امدی

کوک : چالونا مرده

جیمین : چی

چالونا ( یکی از بهترین همکارای جیمین بود )

کوک : کنارش این کاغذ
با افتخار تقدیم به پارک جیمین €
دیدگاه ها (۷)

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

شاگرد لوس من

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

𓆩 پارت ۶۳ 𓆪 🖤ات به خانه‌ی دوستش رسیده بود که صدای زنگ در بلن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

#میکاپ_آرتیست_من

پارت ۷ 🖤همه سوار ماشین شدیم. جونگ‌کوک رانندگی می‌کرد و تهیون...

قسمت ده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط