نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من

شعله سینه منی کم مکن از شرار من

عشق کشید در زمان گوش مرا به گوشه‌ای

خواند فسون فسون او دام دل شکار من
دیدگاه ها (۱)

🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 🍥 عشق ،🍥 پروانه ای بود🍥 که پشتِ ...

خودت را باورڪنپرنده هایےڪه روےشاخه نشستندهرگز ترس از شڪستنشا...

از دیده چون جان میروی اندر میان جان منسرو و خرامان منی ای رو...

گفتاما در شبی این گونه گنگهیچ آوایی نمی آید به گوشگفتمشاما د...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط