بگذار برایت چای بریزم...

بگذار برایت چای بریزم...
آیا گفتم که دوستت دارم؟
آیا گفتم که من خوشبخت هستم،
زیرا که تو آمده ای...
و حضورت مایه خوشبختی است
چون حضور شعر
چون حضور قایق ها و خاطرات دور...
هزارمین بار می گویم که تو را من دوست دارم...
چگونه می خواهی چیزی را تفسیر کنم که به تفسیر در نمی آید؟
چگونه می خواهی مساحت اندوهم را اندازه گیری کنم؟
حال آنکه اندوه من...چون کودک... هر روز زیباتر و بزرگ تر می شود
بگذار به همه زبان هایی که می دانی و نمی دانی بگویم...
که تو را دوست دارم
#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۳)

ای عشق تو ما را به کجا می کشی ای عشقجز محنت و غم نیستی ، اما...

تو را در روزگاری دوست دارم که عشق را نمی شناسند #نزار_قبانی

بگذار برای خواندن این ترانه " فریاد باشم"دنیا آنطور نمانداین...

به من زنگ نزن!به دیدنم بیا...،این تلفن لعنتی،دکمه ی آغوش ندا...

*نام فیک:«دیـداریـــی عجیب»(پارت:۱۱)------------------------...

عشق اجباری.......پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط