بر تمام قبرهای این شهر

بر تمام قبرهای این شهر

بوسه بزن شاید

بیاد بیاوری کجا مرا جا گذاشته ای...

من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام

صدای کلاغها را میشنوی؟؟؟؟

دارند برایم فاتحه میخوانند...
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

چه بسیار چیزهایی که تمام عمر برای به‌دست آوردنشان دویدیم... ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

#pain#P¹⁰⁰#Season²جونگکوک هم تکون نمیخورد و از تماشای چشمای ...

عاشقانه های شبنم

می‌دانست در برابر این جهان بی‌رحم که گاهی حتی صدای نفس هایش ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط