اولا از زمین خوردن مےترسیدم
اولا از زمین خوردن مےترسیدم
خیلے مےترسیدم
فکر مے کردم
اینکه زمین بخورے
و زخمے بشےدردناکه
اینکه دوباره زمین بخوری
و زخمے بشے
و بشکنے
یعنے اینکه تو لایق خوشبختے
و پیروزے نیستے..
اما حالا هر بار که زمین میخورم
میبینم
جراحات و دردش کمتره
و من زودتر رو پا میشم...
میدونے چرا...؟
چون توو هر بار زمین خورد
یه نیمه تاریک از وجودم
برام روشن میشه
یه بخش از خودمو بهتر میشناسم
این باعث میشه سبک تر بشم،
قدرتم واسه بلند شدن چند برابر بشه...
تازگیا موج سوار خوبے شدم
این نوسانیه
که من رو به رسیدن نزدیک تر مے کنه
خیلے مےترسیدم
فکر مے کردم
اینکه زمین بخورے
و زخمے بشےدردناکه
اینکه دوباره زمین بخوری
و زخمے بشے
و بشکنے
یعنے اینکه تو لایق خوشبختے
و پیروزے نیستے..
اما حالا هر بار که زمین میخورم
میبینم
جراحات و دردش کمتره
و من زودتر رو پا میشم...
میدونے چرا...؟
چون توو هر بار زمین خورد
یه نیمه تاریک از وجودم
برام روشن میشه
یه بخش از خودمو بهتر میشناسم
این باعث میشه سبک تر بشم،
قدرتم واسه بلند شدن چند برابر بشه...
تازگیا موج سوار خوبے شدم
این نوسانیه
که من رو به رسیدن نزدیک تر مے کنه
- ۱.۴k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط