بنـــد✓

بنـــد✓
دلـــم را↯
به بند کفـــش هایت
گـــره زده بودم✘

که هر جـــا رفتـی↯
دلــم را با خود ببری

غــــافل از اینکه↯
تو پـــا برهنـــه می روی

و بی خبـــ❢ـر
دیدگاه ها (۱)

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

تو شبیه یک تکه سبزی در دل روزهای

درخششی برای قدم‌هایتمهره‌های ریز سرمه‌ای،مثل شب پرستاره،پشت ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

خدایا…من دیگر از تو چیزی نمی‌خواهم،جز اینکه آن‌قدر دستم را ب...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

دلم می‌خواهد دست بکوبم بر روی قفسه‌ی سینه‌ام تا بتوانم نفسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط