شب است و باز چراغ اتاق می سوزد

شب است و باز چراغ اتاق می سوزد
دلم در آتش آن اتفاق می سوزد .

در این یکی دو شبه حال من عوض شده است
و طرز زندگی ام کاملا عوض شده است .

صدای کوچه و بازار را نمی شنوم
و مدتی است که اخبار را نمی شنوم .
اتاق پر شده از بوی لاله عباسی
من و دو مرتبه تصمیم های احساسی .

اتاق ، محفظه ی کوچک قرنطینه
کنار پنجره ــ بیمار ــ صبح آدینه .

کنار پنجره بودم که آسمان لرزید
دو قلب کوچک همزاد ، همزمان لرزید .

چه ناگهانی و ناباورانه آن شب سرد
تب تکلف تقدیر زیر و رویم کرد .

نگاه های شما یک#نگاه عادی نیست
و گفته اید که #عاشق شدن ارادی نیست .

تو حس مطلع رنجیدن و بزرگ شدن
و خط قرمز دنیای کودکانه ی من .

من و دو راهی و بیراه ها و زوزه ی باد
و مانده ام که جواب تو را چه باید داد .

شب است و باز چراغ اتاق می سوزد
به ماه یک نفر انگار چشم می دوزد .

هوای #ابری و اندوه باید و شاید
هنوز پنجره باز است و باد می آید .

چقدر #خسته ام از فکر های دیرینه
به خواب می روم اینجا کنار شومینه .

چراغ خانه ی ما نیمه روشن است انگار
و خواب های تو درباره ی من است انگار .

چراغ خانه ، چراغ اتاق روشن نیست
هنوز آخر این اتفاق روشن نیست
دیدگاه ها (۱)

شاعر از کوچه مهتاب گذشتلیک شعری نسرود نه که سرگشته نبودنه که...

مریضی.سرماخوردگی.تب.سردرد و گلو درد خر است.

...

...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۰ شب، وقتی نامجون لیا رو جلوی خونه پیا...

LESSON

LESSON

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

سلااااام ها مهربونا صبح بخیر ☀️ گاهی لازم نیست برای زیباتر ش...

P : 2

پارت چهل‌وچهارم | ویلای جنگلیشخص سوم. بعد از نزدیک سه ساعت، ...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط