تو ماه را

تو ماه را

بیشتر از همه دوست می‌داشتی

و حالا ماه هر شب

تو را به یاد من می‌آورد

می‌خواهم فراموش‌ات کنم

اما این ماه

با هیچ دستمالی

از پنجره‌ها پاک نمی‌شود!

رسول یونان
دیدگاه ها (۲)

من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :یکی بودهنوزم هستخدای...

درظلمت شب‎ به شهادت مهتاب‎ در دادگاه عشق‎ اقرارمیکنم که خسته...

سلاممممممممم من اومدم:-)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

از هر طرف که می‌روم شب است. با تو یا بی تو، همه چیز از دست ر...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

dark life = 27

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط