آغوشش عشق بود

آغوشش عشق بود
رفتنش یخ بستن نبض احساس
مرگ روح در کالبد جان
نمیدانم؟...
این تقدیر من بود یا تقصیر او
که اینچنین مرا بی تاب کرده است
دیدگاه ها (۱)

شب رسید و درد عشقت باز هم شدت گرفتمثل دندان درد شبها ی...

یقین دارمکه برای عاشق شدنهرگز دیر نیستعشق در هر سن و سالی که...

مدت‌ها ستبه هوایِ صبح بخیر گفتن‌هایتسحر خیز شده‌ام...!

دلم هر شب مسافرىبه سوی توستتا بین دستانت به خواب برود...!!

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... خسته ام از خود گریزانم،نم...

تُـو با عشق کوفتیت ، مَنو کُشتی !! اَسلَحہ لآزم نبود، تو بآ ...

ای دوری‌گزیده، ای نشسته به جان!شب‌ها، بی‌تو، قفس‌اند و خاطرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط