در خیال دیگری می رفت…

در خیال دیگری می رفت…
و من ،
چه عاشقانه کاسه ی آب پشت سرش خالی می کردم…
دیدگاه ها (۱)

و بله پشت صحنه ی دیگری ببینیم😂🤍

جاتون خالی دیشب داشتم رنگ کاری می کردم،داشتم کاشی رو رنگ می ...

گاهی تقدیر را قلبِ آدم می نویسد.نگاه کن به قلبت!به خیالِ دقی...

عاشقانه های شبنم

آنقدر دیر آمدیتا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرماز این دیر آمدنلبر...

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

همه‌چیز او بود ، شب و روز ، بادی که لایِ برگ‌ها می‌خواند ، پ...

‌‌خیال توخیال تو فقط شبها سراغم می آید ، دروغ چرا ؟  اما باو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط