شیخی گفت : یه دوست چینی داشتم،

شیخی گفت : یه دوست چینی داشتم،
برای عیادتش به بیمارستان رفتم و کنار تختش حاضر شدم...

دوست چینیم به من وصیت کرد:
"چینگ چونگ چن چووون"
و بعدش جون داد !😌

برای ترجمه این جمله به کشور چین سفر کردم و در اونجا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم و اون مرد چینی گفت:


معنیش میشه:
پاتو از رو شیلنگ اکسیژن بردار قورومصاق!
دیدگاه ها (۳)

KIM V

آرت جدید/new art/حمایت لطفا_

Custom bride part : ۲

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

شیخی گفت : یه دوست چینی داشتم،برای عیادتش به بیمارستان رفتم ...

یه دوست چینی داشتم،برای عیادتش تو بیمارستان رفتم و کنار تختش...

یه دوست چینی داشتم،برای عیادتش تو بیمارستان رفتم و کنار تختش...

یه دوست چینی داشتم،برای عیادتش تو بیمارستان رفتم و کنار تختش...

یه دوست چینی داشتم،برای عیادتش تو بیمارستان رفتم و کنار تختش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط