نـہ از اومـدטּ کسـے ذوق زده میشم ،

نـہ از اومـدטּ کسـے ذوق زده میشم ،

نہ کسے از ڪنآرمـ بره حوصلـہ دارمــ نآزشو بـخـرمــ ڪہ بـرگرده ...

مـטּ آدمــ بے احسآسے نیستمـ !

مـטּ بے معرفـتــ و نآمرد نیستمــ ...

فقط خستہ امــ ...

از همـہ چے !

چون یہ زمآنے ڪسآیے وارد زنـدگیم شـدטּ

ڪـہ یہ سرے بـآورامو از بیـטּ بـردטּ .
دیدگاه ها (۴)

پارت ۳۷: مهرِ تأیید بر یک زندگیِ مشترکعصر بود و نورِ نارنجیِ...

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

Part 6

پشت لبخند جیمین پارت هشتماجرای جیمین تموم شده بود و مثل همیش...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط