با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!

با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!
رفت که رفت …
نماند که نماند
نشد که نشد …
من اهل التماس نیستم
من فراموشش می کنم …
اصلا طوری فراموش می کنم انگار از اول نیامده بود …
من گفتم و تمام آنهایی که شنیدند
باورشان شد
اما قلبم ، در تمام مدت طوری می تپید که انگار دارم دروغ می گویم!
نمیدانم تکلیفم با قلبی
که نمی خواهد رفتن تو …
و حرف های مرا باور کند چیست …!!
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط