P⁵

P⁵
The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ی اجباری)

بله اون عشقی که قرار بود آینده من باشه ولی نشد اسمش "آرتور آشفورد Arthur Ashford" هست.‌.‌‌.
مردی زیبا، قدبلند، چشم ابرو مشکی، با چشمان آبی رنگی که منو غرق اقیانوس خود میکنه، بدن عضلانی اش و...
خاندان آشفورد هم یکی از بلند پایه ترین مافیا های ایتالیا بودن ولی درجه شون از خاندان ما و هوانگ کمی پایین تر بود...
خاندان آشفورد با خاندان دوپاکرا یعنی ما صمیمیت زیادی دارن و داشتن!
نگاهی به ساعتم انداختم و دیدم ساعت ۲ شبه... خوبیش اینه که من تو اتاقمم و اون تاحالا نشده که بیاد تو اتاق‌... از این بابت راحتم‌.‌.‌‌.
لپتاپ روی پام سنگینی می‌کرد... مجبور شدم در حین تایپ کردن بزارمش روی میز و ادامه کارم روی میز توی اتاقم انجام بدم...
تا الان حدوده ۶ صفحه ای نوشتم...
فکر کنم به خانواده ما و سناریو هامون کاملا آشنا شدین‌.‌‌.‌.
در حین نوشتن صدای کلیک در ورودی رو شنیدم... اومد!
به خودم گفتم:
من که تو اتاقم راحتم و نمی تونم ریخته نحس شو ببینم...
گوش تیز کردم که ببینم اونو با خودش آورده... ولی فکر نکنم چون اون دختره ی نجس وقتی میاد خیلی سرو صدا میکنه...
بازی ای برای رفتن روی اعصاب من، من که خبر دارم همش بازیه البته رابطشون نه!
صدای پاهاش نزدیکتر میشد چون اتاقش دقیقا رو به روی اتاق منه...
از صدای پاهاش و خوردن کفاش های گران قیمتش روی سرامیک میشد تشخیص داد که باز هم مسته...
پس با اون بوده، طبیعتا هم بوده، فکر کن نباشه!
صدای باز کردن در اتاقش اومد و بعد زیر صدم ثانیه صدای بسته شدنه در!
حدوده چند دقیقه بعد صدای چیزی عجیب رو شنیدم...
رفتم نزدیکه در اتاقم تا کاملا متوجه بشم...
صدای عجیبی نبود!
صدای آب دوش حمام بود، رفته حمام!
خسته و کلافه با ذهنی پر هیاهو بیخیال همه چیز شدم و رفتم تو تختم و پتو رو تا سرم رو خودم کشیدم...
هوا سرد و برفی... حوصله نکرده بودم شومینه رو روشن کنم... و حتی حوصله نداشتم پتوی اضافیه دیگه ای رو بگیرم رو خودم...
مجبور شدم خودم رو تو خودم جمع کنم و پاهام رو بغل بگیرم و سعی کنم بخوابم...
خداروشکر خوابم برد!
دیدگاه ها (۳)

P⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

P⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

P³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

P¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.17  (روایت از زبان ا.ت)---وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط