,,,

,,,
در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم
بی قرار و بی صدا از عشق صحبت می کنم 

 رو به قبله می نشینم ، قبله ی چشمان تو
آه را در سینه ی داغم تلاوت می کنم

 بی تو لبریز تمنای شقایق می شوم
دشت احساس و نگاهت را زیارت می کنم

 در حضور آسمان و بستر رنگین کمان
حق رنگ چشم شب را من رعایت می کنم

 هر چه دارم می سپارم باز امشب دست تو
باز هم یاد تو را غرق خجالت می کنم,,,,
دیدگاه ها (۴)

دیشب به یاد چشم هایت گریه کردمدیدم چو خالی بود جایت‌ ، گریه ...

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارداین موج عاشق کار با ساحل نداردب...

ﮐﺠﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺯﺍﺭﻱ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﺑﻴﻨﻲﭼﻮ ﺷﻤﻊ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﺍﺷﮑ...

ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩل فرﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ...ﺗﺎ ﺑﺨﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﺁﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﺴﯽ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط