وحشی نبودم تا تو رامم کرده باشی

وحشی نبودم تا تو رامم کرده باشی
آهو نه..تا پابند دامم کرده باشی
 
من پخته بودم ، پخته بودم ، پخته بودم...
جز اينکه با يک عشوه خامم کرده باشی
 
مديون قدری آب و مشتی دانه يکروز
مثل کبوترهای بامم کرده باشی
 
يادم نمی آيد جوابم داده باشی
يادم نمی آيد سلامم کرده باشی
 
با تو همين اندازه شيرين بود اگر بود ــ
زهری که با حرفی به کامم کرده باشی
 
ميسوزم و دود مرا می بلعی...آنوقت
له ميکنی وقتی تمامم کرده باشی
 
حالا چطوری من حلالت کرده باشم
وقتی تو اينطوری حرامم کرده باشی؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

#کپشن

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

مهمونی پارت ۶۰

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط