‌هر شب

‌هر شب
خیال میکنم دارمَت...
کنارِ خودم...
برایت چای میریزم و
شروع میکنم از روزمرگی‌هایم سخن گفتن
هر روز
چشم باز میکنم
چایِ یخ کرده‌ات را سر میکشم
و با نداشتنت خیلی منطقی کنار می‌آیم
این زندگیِ منِ بعد از توست
وصی پور
دیدگاه ها (۱)

هق هقویو الکس خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار ب...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

پروانه جان

پارت ۱۹۵

رمان تهکوک

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط