چه دردی بیشتر از این که دردم را نمی دانی

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمی دانی
به چشمم خیره میمانی، نگاهم را نمی خوانی
به من گفتی چرا سنگی، چرا اینگونه دلتنگی
من از درد تو میمیرم، نگو دیگر نمی دانی
دیدگاه ها (۴)

نگاهَت می‌کنم اما تو دردم را نمی‌داٰنیْدو چشمَت را دگر بستیُ...

دلم گرفته از این روزگار بحرانی دلم گرفته خدايا نگو نمي دانيز...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

بعضی دلتنگی‌ها را نمی‌شود به زبان آورد... فقط کافی‌ست چشمم ب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️روزیرها.بلک‌ها.برکشایرها.اما بین آنها، دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط