پارت ۱۰:
پارت ۱۰:
بقیه اعضا سکوت کردند و تهیونگ کیک رو برش زد و برای همه برد .
دختر هم شروع کرد به کیک خوردن ،همه چیز داشت خوب پیش میرفت که دوباره چراغا خاموش شد .
صدای بسته شدن درها را شنیدند .
جین چراغ قوه گوشی خودش را روشن کرد و پرسید :《کسی اینجاست ؟اگر هستی بیا جلو .》
نامجون گفت :《شاید یکی خواسته سر به سرمون بزاره ،شایدم فیوز پریده ،به هر حال ما اینجا کاری نداریم میتونیم بریم خونه .》
وقتی به سمت در های خروجی رفتند ،در ها بسته شده بود .
جیهوپ گفت :《یاااا این دیگه از حد به در شده ،حداقل در رو باز کن ما چند روز دیگه اجرا داریم باید شبها خوب استراحت کنیم .》
بقیه اعضا سکوت کردند و تهیونگ کیک رو برش زد و برای همه برد .
دختر هم شروع کرد به کیک خوردن ،همه چیز داشت خوب پیش میرفت که دوباره چراغا خاموش شد .
صدای بسته شدن درها را شنیدند .
جین چراغ قوه گوشی خودش را روشن کرد و پرسید :《کسی اینجاست ؟اگر هستی بیا جلو .》
نامجون گفت :《شاید یکی خواسته سر به سرمون بزاره ،شایدم فیوز پریده ،به هر حال ما اینجا کاری نداریم میتونیم بریم خونه .》
وقتی به سمت در های خروجی رفتند ،در ها بسته شده بود .
جیهوپ گفت :《یاااا این دیگه از حد به در شده ،حداقل در رو باز کن ما چند روز دیگه اجرا داریم باید شبها خوب استراحت کنیم .》
- ۷۱۶
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط