امیررر:

امیررر:
باز شب شد وَ منُ
حادثـــه ای اجباری

باز آشـــــــفتگی
وُ باز غــمی تکراری

این سوال است که شب
از چه مــــرا می شکند

من و تلخــیِ همین بغض
کـــــــه شـــــد آواری...
دیدگاه ها (۱۴)

یادش بخیر فقط این برام مونند ازشحتما گوش کنید https://goo.gl...

مڹ ڪدام قلب راشڪستمڪدام احساس را لہڪردمڪدام خواهش رانشنیدمبہ...

امیررر:کجا رفتند آن یاران که دیگر با فغان ...

امیررر:فکر میکردم که واژه ‌ها آزارم میدهند اما در حقیقت این ...

فنجان قهوه، گرم است اما من لرزشِ سرمایی را در وجودم حس می‌کن...

رفتنش را پذیرفتم...اما دلتنگی‌اش را نه.حالا سهم من،سکوتی‌ست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط