جانا دلم زِ دردِ فراقِ تو کم نسوخت

جانا دلم زِ دردِ فراقِ تو کم نسوخت
آخر چه شد که هیچ دلت بر دلم نسوخت؟

👤 اوحدی
دیدگاه ها (۱)

جانا صفت قدم ز ابروت بپرسآشفتگیم ز زلف هندوت بپرسحال دلم از ...

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریمهر ساعت از غمان تو آشفته د...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

آقای - خوبی - هاسلام آقای مهربون ای خوشا روزا که ما معشوق را...

غروب جمعه شد مولا، نمی‌دانم کجا هستی دعای جمعه می‌خوانم، نمی...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

عاشقانه های شبنم

به جانت کز میان جان ز جانت دوست تر دارمبه حق دوستی جانا که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط