آنقدر شعر مرا خواندی و گفتی احسنت

آنقَدَر شعر مرا خواندی و گفتی احسنت

فکرت افتاد که شاید تو دلیلش باشی؟!


#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

گر تو با عشق گریبان به گریبان بشویمدتی شاد و سپس زار و...

برف است و زمین چقدر زیبا شده استچشمان غزل خیس تماشا شده استا...

گاهی حواسم را پرت می کنممی افتدجایی حوالی خیال ِ توو دلم گرم...

میروم زحمت خود از سرتان کم بکنمتا بدی های مرا از دلتان پاک ک...

دروغه!اگه گفتم قیدتو زدم من دیگه عینه تو بدم تو خودم میرمو م...

حس گس حسرت بجانی!

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است...شعر هم بی تو به بغضی اب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط