بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه هشت🍷🗡

توی بغلم نفس نفس میزد
خندیدم !

روی موهاش و نامحسوس بوسه ای زدم و گفتم :
+آفرین خوب رانندگی کردی!

چیزی نگفت :
حس میکردم توی شوکه هنوز و در نیومده از این حس و حال !

ولی کم‌کم باید عادت میکرد
خیلیا از شونه منو بکنش ..

ولی نمیتونن.
حتما نمی‌دونم من تا چه حد میتونم خطرناک بشم که به خودشون جرعت میدم نزدیک بشن ..

باید جو ماشین و عوض میکردم
برای همین لب زدم !

+ماشین سواریت چرا حرفه ای بود؟؟

خودشو از بغلم کشید بیرون
تکیه داد به ماشین ..

لب زد :
+قبلا رالی غیر قانونی زیاد میرفتم

هومی گفتم :

+ولی باید خسارت بدی

برگشت سمتم
چشماش گشاد شده بود !

لب زد :
+خسارت چی؟ چی میگی؟

تک خنده ای کردم
_ماشینمو داغون کردی
دیدگاه ها (۳)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_71نمی‌دونم اونور خط چی گفت ک...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴هر دو سوار ماشین شدیمصدای موتور هر دو ماشین توی پیست پ...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

مافیای من

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط