𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
"""""""""""
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 8
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

بی توجه به اون کره بز دست اوا رو کشیدمو


دنبال خودم بردمش همینجور که داشتم
میکشیدمش اون پسره از اون پشت داد زد"



_سلیطه خانوم ننت دوماد نمیخاد



حرصی سرمو برگردوندم طرفشو بدتر از خودش داد زدم"



_گمشو روانی



بازم دست اوا رو تند کشیدمو و دنبال خودم بردمش


وقتی به اندازه کافی از اون مکان عنتری دور شدیم طلبکار زل زدم بهش که مظلومانه لب زد‌"



_ببخشید گوه خوردم



چشم غره ای بهش رفتمو و گفتم "



_الان فکر کردی یه عذر خواهی کردی تموم شد داشتم پوخ میشدم؟؟؟



_خب ببخشید دیگه حالا بگو چی میخوای من که می‌دونم تو الکی چص کردی



از اینکه منو خوب می‌شناخت لبخندی رو لبام  اومد و با خنده لب زدم"


_خوبه که منو قشنگ می‌شناسی


نیشخندی زد و با غرور گفت"


_من اگه توی خرو نشناسم اوا نیستم که حالا بگو چی میخوای.......

_____________


لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر

حمآیـــتـ ؟؟؟

مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
دیدگاه ها (۱۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

برده عمارت جئون

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

Part ²⁷ویو لیلی جونگکوک داشت رانندگی میکرد که یهو یه ماشینی ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

پارت ۶: فاجعه‌ی بالاتنه لخت!آروم دسته‌ی چمدونم رو کشیدم و یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط