پیراهنی که بویش، در چشم شهر پیچید

پیراهنی که بویش، در چشم شهر پیچید






بگذار پاره باشد ، من با تو بیگناهـــــم



.
دیدگاه ها (۱)

‌کفشهایم را میپوشمو در زندگی قدم میزنممن زنده ام و زندگیارزش...

چشم به راه کسی بمان ...که آمدنش عجیببوی ماندن بدهد ...!!!

ناگهان دلت چه تنگ می شود، برای کسی کهاز رگ گردن به تو نزدیکت...

گناه دوست داشتنت رابه گردن می گیرم و جهنم را به جان می خرمفق...

ای ماه‌ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببینمبگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط