وقتی که چشم بسته

وقتی که چشم بسته
روی طنابی که یک سرش در دست تو بود
بند بازی می کردم...
دریافتم که همیشه در عشق
مساله اعتماد بوده است
میان چشم های بسته من و
دست های لرزان تو!
دیدگاه ها (۱)

یادمان باشد : وقتى كسى را به خودمان وابسته كردیم ! در برابرش...

امروز زندگی را آغاز كن ! امروز مخاطره كن ! امروز كاری كن ! ن...

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻋــﺸﻘﺖ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ .. ﺍﻭﻟﺶ ﺩﺍﻏــﯽ ... ﻣﯿﮕﯽ ﺑﯿﺨﯿــﺎﻝ ﺩﻧﯿ...

ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﻋﺠﯿﺐ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ! ﮔﺎﻫﯽ...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

اگه دوست پسرمون باشن

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

من جوانه گندم کوچکی با حرف های تو رشد کردم می توان عشق را حس...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط