زخمهای دستم را میبندند و میگویند چرا با خودت چنین کردی؟؟؟

زخمهای دستم را میبندند و میگویند چرا با خودت چنین کردی؟؟؟؟
ولی افسوس کسی زخم بزرگ دلم را ندیدتا بگویند چرا با تو چنین کردند!!!
دیدگاه ها (۴)

گذشته ای که حالمان را گرفته است آینده ای که حالی برای رسیدنش...

دَم از بازی حکم میزنی! دَم از حکم دل میزنی! ...

خداروچه دیدی..شاید یک روز همدردقیمت پیداکرد وما ثروتمندشدیم....

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...

اجازه نده زخم‌های روی قلبت تعریفت کنن.تو زخم نیستی، تو کسی ه...

در حنجره امیڪ نام بوددر دستمبذر یڪ حرف وچشمم ذڪرگوی ِیڪ نگاه...

+باهات ساختم ولی بهم بد کردیبی اهمیتی کردیذوقمو کور کردیاجاز...

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

رها💔 خیلی وقت ها به خودم گفتم تموم شدولی هربار که تموم شد، ت...

قصـه ی هزار و یک شـب تو دلم کاشـتی. 💫🔥تـو چی آوردی کـه جاش! ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

#کپشن

خدایا... 🤍برای تمام نعمت‌هایی که دیدم و ندیدم،برای تمام گره‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط