‌

‌

میگَما یَعنی یه ذرّه ام دلِت تَنگ‌‌ نشُده ؟
بابا آفَرین ...
فک میکردَم که شایَد بِتونی وَلی دیگه نَه انقَد ..
راستشُ بخوای
من نِمیتونَم ..
نِمیتونَم به نبودَنِت عادَت کُنم ..
دستِ خودَم نیست که ..
تقصیر خودته ، خودت اینجوری خواستی‌‌ ..
حالا ، اینجوری ، شَب ، طولانی ، بیخوابی ، گریه ..
نِمیشه که ..
یَعنی مَن نِمیتونم ..
تو میتونی .. مَرحَبا !
مَن نَه .. وَلی خُب یه چیزی ؛
میشه توام نتونی ؟!
‌
دیدگاه ها (۶)

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

این پست قبلا برای یه نفر بودیه نفر که یه زمانی واقعا برام از...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.14دکتر:خانم ا.ت...علائم رو نشون دا...

یک سگ زیادی ولگرد

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط