داستانش رو که شنیدم گفتم :اتفاق بدی بود!

داستانش رو که شنیدم گفتم :اتفاق بدی بود!
لبخندی زد و گفت :بله، ولی می تونست خیلی بدتر از این باشه!
بهرحال خداست و همیشه جای شکرش را باقی میگذاره حتی در بدترین شرایط...
خدایا شکرت...
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

پارت آخر

یکی بود که خیلی پولدار بود،اما همیشه فقط یک دست کت‌وشلوار قه...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط