خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
<عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد<که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ن...

نشانم می دهد چادر حیا را شرف را عصمت جانان ما راچنان زیبا نم...

آن کشته که بردند به یغما کفنش را<تیر از پی تیر آمد و پوشاند ...

هنگام پاییززیر یک درخت مُردمبرگ‌هایش مرا پوشاندو هزاران قلب ...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

تو در من شبی جا ماند که هرگز صبح نشد 🥲متنش سنگین بود ❤️‍🩹🥲

ما مشقِ غمِ عشقِ تو را خوش ننوشتیم اما تو بکش خط به خطای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط