فصل قسمت
﴿ فصل 1قسمت 8 ﴾
سینه پر از غذا بود آنیا با بقض شروع کرد خوردن باربد هم چیزی نگفت ولی حس میکرد چیزی شده هرچی آنیا را صدا میکرد جواب نمیداد که یهو وسط غذاش بلند شد و از اتاق زد بیرون از پله ها آمد پایین خانم کیم را دید و بهش گفت:مامان باربد میشه نریم آزمایش بدیم؟(با بقض)
خانم کیم:چرا نکنه دختر نیستی ؟ پیش کی خوابیدی ؟
باربد حرف آنیا و مادرش را شنید چون چند مین بعد از آنیا آمد بیرون
آنیا:خانم راستش …(سکوت)
باربد :(عصبی آمد پایین) دختره هرزه بنال با کی بودی چرا میترسی بری آزمایش (محکم کوبید توی صورت آنیا ، چون ضعیفه بود پرتاب شد روی زمین)بنال دختره هرزه چرا ؟(داد)
آنیا گریه شد ،نامجون چون می دونست وقتی باربد عصبی شه امکان کشتند اون فرد هست پس سریع رفت جلوی باربد گفت:ریس از شرکت همین الان زنگ زدن کار مهمی است.
باربد سریع یک کت و شلوار راحتی پوشید و رفت من هنوز نمیتونستم بلند شم که خانم کیم با یک قیچی آمد سمتم و گفت:دختره هرزه این موهای نارنجی برات زیادیت هستند .
موهای آنیا را گرفت و چید موهای آنیا روی زمین ریختند .
آنیا: تقصیر من نبود بهم تجاوز شده بود(با گریه)
خانم کیم:چی؟
آنیا :بهم تجاوز شده.
خانم کیم : توضیح بده.
آنیا: وقتی مامان و ابجیم مردن مجبور شدم کار کنم وگرنه پدرم من را با قمار هاش نابود میکرد که کرد... یک روز رفتم توی یک هتل کار کنم هتل یک ستاره هم نداشت رفتم داخل ولی اونجا هتل نبود فاحشه خانه بود اونجا بهم تجاوز کرد صاحب اونجا.(گریه)
خانم کیم:شرمنده شد (آنیا را گرفت توی بغلش ) ببخشید دخترم.
...........
بدون لایک و کامنت حلال نیست.
سینه پر از غذا بود آنیا با بقض شروع کرد خوردن باربد هم چیزی نگفت ولی حس میکرد چیزی شده هرچی آنیا را صدا میکرد جواب نمیداد که یهو وسط غذاش بلند شد و از اتاق زد بیرون از پله ها آمد پایین خانم کیم را دید و بهش گفت:مامان باربد میشه نریم آزمایش بدیم؟(با بقض)
خانم کیم:چرا نکنه دختر نیستی ؟ پیش کی خوابیدی ؟
باربد حرف آنیا و مادرش را شنید چون چند مین بعد از آنیا آمد بیرون
آنیا:خانم راستش …(سکوت)
باربد :(عصبی آمد پایین) دختره هرزه بنال با کی بودی چرا میترسی بری آزمایش (محکم کوبید توی صورت آنیا ، چون ضعیفه بود پرتاب شد روی زمین)بنال دختره هرزه چرا ؟(داد)
آنیا گریه شد ،نامجون چون می دونست وقتی باربد عصبی شه امکان کشتند اون فرد هست پس سریع رفت جلوی باربد گفت:ریس از شرکت همین الان زنگ زدن کار مهمی است.
باربد سریع یک کت و شلوار راحتی پوشید و رفت من هنوز نمیتونستم بلند شم که خانم کیم با یک قیچی آمد سمتم و گفت:دختره هرزه این موهای نارنجی برات زیادیت هستند .
موهای آنیا را گرفت و چید موهای آنیا روی زمین ریختند .
آنیا: تقصیر من نبود بهم تجاوز شده بود(با گریه)
خانم کیم:چی؟
آنیا :بهم تجاوز شده.
خانم کیم : توضیح بده.
آنیا: وقتی مامان و ابجیم مردن مجبور شدم کار کنم وگرنه پدرم من را با قمار هاش نابود میکرد که کرد... یک روز رفتم توی یک هتل کار کنم هتل یک ستاره هم نداشت رفتم داخل ولی اونجا هتل نبود فاحشه خانه بود اونجا بهم تجاوز کرد صاحب اونجا.(گریه)
خانم کیم:شرمنده شد (آنیا را گرفت توی بغلش ) ببخشید دخترم.
...........
بدون لایک و کامنت حلال نیست.
- ۱۰۵
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط