برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم

برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم

 دست نوازش برسرش میکشم

میگویم :غصه نخور،میگذرد

برای دلم گاهی پدری میشوم

خشمگین میگویم:بس کن دیگر بزرگ شدی ...

گاهی هم دوستی میشوم مهربان

دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا

دلم از دست من خسته است .....
دیدگاه ها (۳)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۹: دعوا و دخالت پدرجونگ‌کوک و تهیونگ داشت...

بریم✨ با این حرف های اون دختر تو خیلی عصبانی شدی و اضطراب رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط