یارب نظری بر من سرگردان کن

یارب نظری بر من سرگردان کن
لطفی بمن دلشده ی حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچه از کرم و لطف تو زیبد آن کن
دیدگاه ها (۴)

گفتند:باد آورده را باد می برد اما تو که با پای خودت آمده بود...

میخواستم کمیفقط کمی !دوستت داشته باشم ...از دستم در رفتعاشقت...

دوست داشتن را در چشمی بجوی که حتی وقتی بسته است رویای تو را ...

با ما سرد نباش!!!سرما میخوری

خودت ر‌ا در اراده ی مولايت رها كن. تو طلب نكن و بگذار او برا...

زیر نویس اضاف شد.

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط