دیدی که یار با من بی دل وفا نکرد

دیدی که یار با من بی دل وفا نکرد
دل برد و هیچ حاجتی از وی روا نکرد
بشکست شیشه ی دل مارا به سنگ جُور
آنسان که خورد گشت ولیکن صدا نکرد
دیدگاه ها (۳)

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۸ حرف او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط