گفت حالا که داری میری

گفت حالا که داری میری
یه حرفی بزن
یه کاری کن تا اروم بگیره این دلم
یه چیزی بگو که در نبودنت قوت قلبم باشه

زل زدم تو چشماش و گفتم
بهت قول میدم ...
که دوباره در یک سرزمینی دیگر
در یک هوایی دیگر
در جهانی که رنگ آسمان روزش به رنگ چشماته
ما دوباره همدیگر رو خواهیم دید
و من بهت قول میدم
که اگه حتی از خاک اندام پوسیده ام
درخت تاکی تنیده باشد
تو را خواهم شناخت
و انگاه
برخیزم و تو را چون روز اول بخواهمت...
دیدگاه ها (۰)

هنگامی که دری بسوی خوشبختی بسته می شود در دیگری باز می گردد ...

اگه از جهنم گذشته باشی قدر بهشت رو میدونی...درست شبیه ما سه ...

سناریو اسلیترین MATTHEO RIDDLE

عشق مافیایی 🔪 🩸 🖤 ادامه پارت ۹ سوهوک انقدر توی فکر بود که مت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط