گرگ به گله خیره مانده بود:/

گرگ به گله خیره مانده بود:/
پرسیدم:مگرگرگ ها هم فکر میکنند؟؟
گفت :عاشق بره ایی شده ام(:


نمی دانم آبروی ذاتم را ببرم×_×
یا شکارچی عشقم باشم...
دیدگاه ها (۵)

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

سرنوشت(ویو شوگا)رایا بعد از پانسمان دستم رفت سمت تخت.شوگا: ر...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ـــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریـ...

اوای شبپارت ۶ویو آنیااولین باری بود همچین آدمی می‌دیدم پس از...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط