گویند مرا چو زاد مادر

گویند مرا چو زاد مادر
<پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
<بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا بپا برد
<تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
<الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
<بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
<تا هستم و هست دارمش دوست
دیدگاه ها (۳)

گویند مرا چو زاد مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهواره...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموختشب‌ها بر گاهوا...

گویند مرا چو زاد مادر - پستان به دهن گرفتن آموخت

مادرانه ی قدیما:گویند مرا چو زاد مادر***پستان به دهان گرفتن ...

مادرانه ی قدیما: گويند مرا چو زاد مادر*** پستان به دهان گرفت...

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهو...

گویند مرا چو زاد #مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر #گاهوا...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شب ها بر ِ گ...

مادر...گویند مرا چو زاد مادر...پستان به دهان گرفتن آموخت...ش...

مادر قدیم :گویند مرا چو زاد مادرپستان به دهان گرفتن آموختشبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط